جانانجانان، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه سن داره

معجزه‌هاي شيرين من♥♥❤❤❥

ما برگشتیم... :)

سلام سلام  به دختراي گلم و همه دوستاي عزيزم... بله ما از سفر برگشتيم... راستش 4 روز بيشتر سفر نبوديم اما از موقعي كه اومديم سرم حسابي شلوغه ... از  مسووليت برگزاري يكي از مهمترين جلسات كاري كه با وزير و معاون داشتيم بگير تا  ويروس لعنتي‌اي كه يكي بعد از ديگري هممونو گرفتار كرد... و بعدشم واكسن 6 ماهگي  آوا جوني كه عقب افتاده بود و ...همه و همه دست به دست هم دادن تا غيبت طولاني  داشته باشيم... از صبح روزي كه مي خواستيم راه بيفتيم به سمت خرم آباد هواشناسي ورود جبهه سرد و بارش‌زا رو در سمت غرب اعلام كرد بايد زودتر راه ميوفتاديم اما متاسفانه هم من و هم آقاي همسر قبل از ظهر بايد سركارمون مي‌رفتيم ... و زو...
7 بهمن 1391

ديگه رمز بي رمز !!!

بزودي همه رمزها برداشته مي شن! خسته شدم اينقدر به ملت رمز دادم! خو چه فرقي مي كنه؟؟؟ مطلب رمزداري كه رمزشو به همه بدي رمز ميخواد چيكار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!! به توصيه آقاي همسر روند گذشته رو ادامه مي ديم و كاري به كار كسايي كه ما رو دوست ندارن نداريم! چون وقت نداريم كه ازشون متنفر باشيم! فقط وقت داريم كه كسايي رو كه دوستمون دارن دوست بداريم! خلاصه ببخشيد اگه اذيت شدين اين مدت!!! ...
7 بهمن 1391

comming soon....

سلام دوستاي گلم ... ممنون از اينكه اين چند روز ما رو تنها نذاشتين و با محبتتون ما رو شرمنده كردين! ما همه خوبيم...و البته داريم مي ريم سفر... بزودي برمي‌گرديم با آپ تازه ... همتونو دوست داريم!   ...
19 دی 1391

اولین یلدای آوا

    آوای قشنگ زندگیمون در شب یلدا! شب یلدا خونه عزیز و باباجون مهمون بودیم... اما از همون اول جانان خانوم که بعد از مدتها همبازیاشو دیده بود شروع کرد به بازی و شلوغی... در عکس بالا هم جانان همراه با پسرعموها مشغول‌ شلوغ‌کاری هستن! و سه تایی تو کمد رفتن... خدا به داد عزیز برسه که بعد از رفتن ما باید مفصلا خونه تکونی کنه! البته شواهد نشون می ده که اول جانان رفته تو کمد...!     اینم یکی از نقاشی های جانان خوشگلم ... که همراه با خوندن شعر چشم چشم دو ابرو ... نقاشی کشیده  و  البته آدمک جانان  یه پا داره که به گردنش وصل شده! ...
18 دی 1391

هيچي ندارم واسه گفتن...

 خيلي دلم گرفته............... خيلي............................ اينقدر كه اصلا دست و دلم به هيچ كاري نمي ره........ شايد از آلودگي هوا باشه.................................... نه از آلودگي هواي تهران نيست.............................. از آلودگي هواي همين دنياي مجازيه........................ ديگه اينجا هم بايد بريم قايم شيم........................... واسه خودمون و زندگيمون حجاب بذاريم................... يه چارديواري دور اين وبلاگ مي كشم و خلاص ......... حتي حوصله ندارم واسه پستاي قديمي هم رمز بذارم......... رمز! چه كلمه مزخرفي..............اصلا دوست ندارم........اما فعلا مجبورم.......... از ا...
18 دی 1391

شاهكاري از جانان

چند شب پيش بعد از مدتها سلسله بحث‌هاي فلسفي من و همسرم گل كرد و گرم صحبت بوديم كه يه دفعه متوجه شدم چند دقيقه اي هست كه از جانان خبري نيست و سر و صدايي ازش نمياد. پيش خودم فكر كردم كه حتما تو اتاقش با اسباب بازيها سرش گرم شده اما يه سر بهش بزنم بد نيست. اما هي حرف تو حرف ميومد و بالاخره مباحثه رو يه لحظه رها كردم و رفتم ببينم داره چي كار مي كنه؟ ديدم تو اتاق خودش نيست. تو اتاق خودمون رفتم و ديدم كه........واي !!!!!!!!!! خداي من!!!!!!!!!!!!!! كرم نيوآ رو از كجا اورده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه جوري دستش رسيده؟ و اينجوري شد كه ما با يه تختخواب چرب و چيلي و بوي تند كرم نيوآ روبرو شديم. قيافه من:  :((((((((((((((( قيافه آقای همسر: :o ...
15 دی 1391